متن شعر

روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو

روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو
عشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنو
دشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکن
هیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنما
همچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مده
 
عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو
جان و دلم را به غم و غصه بمسپار و مرو
حیله دشمن مشنو دوست میازار و مرو
آنج سزد از کرم دوست به پیش آر و مرو
وسوسه​ها را بزن آتش تو به یک بار و مرو
تعداد دفعات مشاهده: 74