متن شعر

توبه سفر گیرد با پای لنگ

توبه سفر گیرد با پای لنگ
جز من و ساقی بنماند کسی
عقل چو این دید برون جست و رفت
صدر خرابات کسی را بود
هر کی ز اندیشه دلارام ساخت
و آنک در اندیشه یک جو زر است
یار منی زود فروجه ز خر
کون خری دنب خری گیر و رو
راز مگو پیش خران ای مسیح
 
صبر فروافتد در چاه تنگ
چون کند آن چنگ ترنگاترنگ
با دل دیوانه که کردست جنگ
کو رهد از صدر و ز نام و ز ننگ
کشتی برساخت ز پشت نهنگ
او خر پالان بود و پالهنگ
خر بفروش و برهان بی​درنگ
رو که کلیدی نبود در مدنگ
باده ستان از کف ساقی شنگ
تعداد دفعات مشاهده: 78