متن شعر

مست توام نه از می و نه از کوکنار

مست توام نه از می و نه از کوکنار
برجه مستانه کناری بگیر
شاخ تر از باد کناری چو یافت
این خبر افتاد به خوبان غیب
لاله رخ افروخته از که رسید
سوسن با تیغ و سمن با سپر
فندق و خشخاش به دست آمده
جدول هر گونه حویجی جدا
کرده دکان​ها همه حلواییان
میوه فروشان همه با طبل​ها
لیک ز گل گوی که همرنگ اوست
بلبل و قمری و دو صد نوع مرغ
می​زندم نرگس چشمک خموش
 
وقت کنارست بیا گو کنار
چون شجر و باد به وقت بهار
رقص درآمد چو من بی​قرار
تا برسیدند هزاران نگار
سنبله پا به گل از مرغزار
سبزه پیادست و گل تر سوار
نعنع و حلبو به لب جویبار
تا مددی یابد از یار یار
پرشکر و فستق از بهر کار
بر سر هر پشته فشانده ثمار
جمله ز بو گو که پریست یار
جانب باغ آمده قادم یزار
خطبه مرغان چمن گوش دار
تعداد دفعات مشاهده: 42