متن شعر

به روح​های مقدس ز من سلام برید

به روح​های مقدس ز من سلام برید
به روز وصل چو برقم شب فراق چو ابر
خدای خصم شما گر به پیش آن خورشید
سیاه کاسه شوی ار ز مطبخ عشقش
نشان دهم که شما آتش از کجا آرید
ولیک مرکب تندست هان و هان زنهار
حیات یابد آن جا را اگر چه مرده برید
هزار بند چو عشقش ز پای جان بگشاد
ز لوح عشق نبشتیم این غزل​ها را
 
به عاشقان مقدم ز من پیام برید
از این دو حال مشوش بگو کدام برید
ز ماه و شمع و ستاره و چراغ نام برید
به سوی خوان کرم دیگ​های خام برید
ز برق نعل شهنشاه خوش خرام برید
نه زین هلد نه لگام ار شما لگام برید
حلال گردد آن جا اگر حرام برید
مرا دو دست گرفته به آن مقام برید
به شمس مفخر تبریز از این غلام برید
تعداد دفعات مشاهده: 168