متن شعر

ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران

ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران
من مرد فتنه جویم من ترک این نگویم
سرخیل بی​دلانم استاد منبلانم
از من مپرس چونم می​بین که غرق خونم
من رستمم و روحم طوفان قوم نوحم
تو نقش را نخوانی زیرا در این جهانی
 
کن شکر با شکوران تو فتنه را مشوران
من دست از او نشویم تو فتنه را مشوران
من عاشق فلانم تو فتنه را مشوران
این هم نه​ام فزونم تو فتنه را مشوران
سرمست آن صبوحم تو فتنه را مشوران
تا این قدر بدانی تو فتنه را مشوران
تعداد دفعات مشاهده: 79