متن شعر

آن شاخ خشک است و سیه​هان ای صبا بر وی مزن

آن شاخ خشک است و سیه​هان ای صبا بر وی مزن
هان ای صبای خوب خد اندر رکابت می رود
دریادلی و روشنی بر خشک و بر تر می زنی
من خیره روتر آمدم بر جود تو راهی زدم
ای باغ ساز و دست نی چون عقل فوق و پست نی
خواهی که معنی کش شوم رو صبر کن تا خوش شوم
 
ای زندگی باغ​ها وی رنگ بخش مرد و زن
آب روان و سبزه​ها وز هر طرف وجه الحسن
او سخت خشک است و سیه بر وی مزن از بهر من
این کی تواند گفت گل با لاله یا سرو و سمن
هستی چو نحل خانه کن یا جان معمار بدن
رنجور بسته فن بود خاصه در این باریک فن
تعداد دفعات مشاهده: 148