متن شعر

ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید

ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید
ای آنک هر وجودی ز آغاز از تو خیزد
ای غم تو جمع می​شو کاینک سپاه شادی
ای دل مباش غمگین کاینک ز شاه شیرین
آن ساقی الهی آید ز بزم شاهی
ای غم چه خیره رویی آخر مرا نگویی
آخر شوم مسلم از آتش تو ای غم
 
در خانه خیالت شاید که غم درآید
شاید که با وجودت در ما عدم درآید
تا کیقباد شادان با صد علم درآید
آن چنگ پرنوای خالی شکم درآید
وان مطرب معانی اکنون به دم درآید
اندر درم درافتی چون او درم درآید
زان کس که جان فزایی او را سلم درآید
تعداد دفعات مشاهده: 89