متن شعر

این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می​شود

این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می​شود
دزد دلم به هر شبی در هوس شکرلبی
هیچ دلی نشان دهد هیچ کسی گمان برد
آن شکر چو برف او وان عسل شگرف او
عشق تو صاف و ساده​ای بحر صفت گشاده​ای
از تبریز شمس دین دست دراز می​کند
 
بی هوسی مکن ببین کز هوسی چه می​شود
در سر کوی شب روان از عسسی چه می​شود
کاین دل من ز آتش عشق کسی چه می​شود
از سر لطف و نازکی از مگسی چه می​شود
چونک در آن همی​فتد خار و خسی چه می​شود
سوی دل و دل من از دسترسی چه می​شود
تعداد دفعات مشاهده: 68