متن شعر

اندک اندک جمع مستان می​رسند

اندک اندک جمع مستان می​رسند
دلنوازان نازنازان در ره اند
اندک اندک زین جهان هست و نیست
جمله دامن​های پرزر همچو کان
لاغران خسته از مرعای عشق
جان پاکان چون شعاع آفتاب
خرم آن باغی که بهر مریمان
اصلشان لطفست و هم واگشت لطف
 
اندک اندک می پرستان می​رسند
گلعذاران از گلستان می​رسند
نیستان رفتند و هستان می​رسند
از برای تنگدستان می​رسند
فربهان و تندرستان می​رسند
از چنان بالا به پستان می​رسند
میوه​های نو زمستان می​رسند
هم ز بستان سوی بستان می​رسند
تعداد دفعات مشاهده: 125