متن شعر

بار دیگر یار ما هنباز کرد

بار دیگر یار ما هنباز کرد
مکرهای دشمنان در گوش کرد
هر دم از جورش دل آرد نو خبر
رو ترش کردن بر ما پیشه ساخت
ای دریغا راز ما با همدگر
ای دل از سر صبر را آغاز کن
عقل گوید کاین بداندیشی مکن
می​دهد چون مه صلاح الدین ضیا
 
اندک اندک خوی از ما بازکرد
چشم خود بر یار دیگر باز کرد
غم دل ترسنده را غماز کرد
یک بهانه جست و دست انکاز کرد
کو دگر کس را چنین همراز کرد
زانک دلبر جور را آغاز کرد
او از آن ماست بر ما ناز کرد
کارغنون را زهره جان ساز کرد
تعداد دفعات مشاهده: 133