متن شعر

هم ایثار کردی هم ایثار گفتی

هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
چراغ خدایی به جایی که آیی
تو قانون شادی به عالم نهادی
ولیکن ز مستان به مکر و به دستان
به بازار راعی چه نادرمتاعی
به زیر و به بالا تو بودی معلا
به صورت ز خاکی و زین خاک پاکی
تو کن شرح این را که در هر بیانی
 
که از جور دوری و با لطف جفتی
حیات جهانی به هر جا که افتی
چه​ها بخش کردی چه درها که سفتی
شرابیست نادر که آن را نهفتی
به جان ار فروشی یکی عشوه مفتی
فلک را دریدی چمن را شکفتی
چو پاکان گردون نخوردی نخفتی
چو با دل جنوبی غبارات رفتی
تعداد دفعات مشاهده: 54