متن شعر

گر گمشدگان روزگاریم

گر گمشدگان روزگاریم
گم گردد روزگار چون ما
نی سر ماند نه عقل او را
این مرگ که خلق لقمه اوست
تو غرقه وام این قماری
جانی مانده ست رهن این وام
 
ره یافتگان کوی یاریم
گر آتش دل بر او گماریم
گر ما سر فتنه را بخاریم
یک لقمه کنیم و غم نداریم
ما وام گزار این قماریم
جان را بدهیم و برگزاریم
تعداد دفعات مشاهده: 65