متن شعر

نرم نرمک سوی رخسارش نگر

نرم نرمک سوی رخسارش نگر
چون بخندد آن عقیق قیمتی
سر برآر از مستی و بیدار شو
اندرآ در باغ بی​پایان دل
شاخه​های سبز رقصانش ببین
چند بینی صورت نقش جهان
حرص بین در طبع حیوان و نبات
حرص و سیری صنعت عشقست و بس
گر ندیدی عشق رنگ آمیز را
با چنین دشوار بازاری که اوست
 
چشم بگشا چشم خمارش نگر
صد هزاران دل گرفتارش نگر
کار و بار و بخت بیدارش نگر
میوه شیرین بسیارش نگر
لطف آن گل​های بی​خارش نگر
بازگرد و سوی اسرارش نگر
بعد از آن سیری و ایثارش نگر
گر ندیدی عشق را کارش نگر
رنگ روی عاشق زارش نگر
با زر و بی​زر خریدارش نگر
تعداد دفعات مشاهده: 60