متن شعر

مست و خوشی باده کجا خورده​ی؟

مست و خوشی باده کجا خورده​ی؟
ساغر شاهانه گرفتی به کف
پرده​ی ناموس کی خواهی درید؟
می​شکفد از نظرت باغ دل
آتش در ملک سلیمان زدی
در سفر ای شاه سبک روح من
دارد خوبی و کشی بی​شمار
بنده کن هر دل آزاده​ی
می​کندت لابه و دریوزه جان
جان دو صد قرن در انگشت تست
بس کن تا مطرب و ساقی شود
 
این مه نو چیست که آورده​ای؟
گلشکر نادره پرورده​ای
کآفت عقل و ادب و پرده​ای
ای که بهار دل افسرده​ای
ای که تو موری بنیازرده​ای
زیر قدم چشم و دل اسپرده​ای
روی کسی کش بک اشمرده​ای
زنده کن هر بدن مرده​ای
جان ببر آنجا که دلم برده​ای
چونت بگویم؟! که توده مرده​ای
آنکه می از باغ وی افشرده​ای
تعداد دفعات مشاهده: 64