متن شعر

ای طربناکان ز مطرب التماس می​کنید

ای طربناکان ز مطرب التماس می​کنید
شهسوار اسب شادی​ها شوید ای مقبلان
زان می صافی ز خم وحدتش ای باخودان
نوبهاری هست با صد رنگ گلزار و چمن
کشتگان خواهید دیدن سربریده جوق جوق
سوی چینست آن بت چینی که طالب گشته​اید
در خرابات بقا اندر سماع گوش جان
از شراب صرف باقی کاسه سر پر کنید
از صفات باخودی بیرون شوید ای عاشقان
با شه تبریز شمس الدین خداوند شهان
 
سوی عشرت​ها روید و میل بانگ نی کنید
اسب غم را در قدم​های طرب​ها پی کنید
عقل و هوش و عاقبت بینی همه لاشی​ء کنید
ترک سرد و خشک و ادباری ماه دی کنید
ایها العشاق مرتدید اگر هی هی کنید
این چه عقلست این که هر دم قصد راه ری کنید
ترک تکرار حروف ابجد و حطی کنید
فرش عقل و عاقلی از بهر لله طی کنید
خویشتن را محو دیدار جمال حی کنید
جان فدا دارید و تن قربان ز بهر وی کنید
تعداد دفعات مشاهده: 92