متن شعر

ای ساقی باده معانی

ای ساقی باده معانی
زان باده پیر تلخ پاسخ
در بزم سرای شاه جانان
جان​ها بینی چو روز روشن
بینی که جهان به حیرت آید
مه را ز فلک فروفرستد
و آن زهره نوای خوش برآورد
این​ها به همند و ما به خلوت
رخ بر رخ ما نهاد آن شه
آن شاه کیست شمس تبریز
 
درده تو شراب ارغوانی
بفزای حلاوت جوانی
نظاره شاهدان جانی
از لذت عشرت شبانی
در حلقه خلق آن جهانی
در مجلسشان به ارمغانی
کو مطرب کیست آسمانی
با دلبر خوب پرمعانی
و آن باقی را تو خود بدانی
آن خسرو ملک بی​نشانی
تعداد دفعات مشاهده: 57