متن شعر

تا به جان مست عشق آن یارم

تا به جان مست عشق آن یارم
هر دمی گر نه جان نو دهدم
گرد آن مه چو چرخ می گردم
بر سر کارگاه خوبی بود
سوزنم چنگ شد از او در تار
تا من این کارگاه عالم را
تا بسوزم حجاب غفلت و خواب
تا بیابم ز شمس تبریزی
 
سرده باده​های انوارم
ای دل از جان خویش بیزارم
پس دگر چیست در زمین کارم
سوزنش کرده​ست چون تارم
تا به آواز زیر می زارم
کو حجاب حق است بردارم
ز آتش چشم​های بیدارم
صحت این ضمیر بیمارم
تعداد دفعات مشاهده: 64