متن شعر

هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر

هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
بدوان از پی مردان بنگر از چپ و راست
یک به یک پیش تو آیند چو از جا بروی
در گلشن بگشاید ز درون صورت عشق
عشق داوود شود آهن از او نرم شود
هر یکی ذره شود عیسی و عیسی نفسی
اندر آن حال اگر ماه ببوسد لب تو
دل من پرسخنست ار چه دهان بربستم
 
هله کز جنبش تو کار همه نیکوتر
جسته از سنگ ستاره ز قمر مه روتر
همچو من بسته کمرها ز شکر خوش خوتر
صورتش چون گل سرخ از گل تر خوش بوتر
شیر آهو شود آن جا وزو آهوتر
مرگ جان بخش شود بلک ز جان دلجوتر
گوییش خیز برو از بر ما آن سوتر
تا بگوید خردی کوست ز ما خوشگوتر
تعداد دفعات مشاهده: 54