متن شعر

اندر دل ما تویی نگارا

اندر دل ما تویی نگارا
هر عاشق شاهدی گزیدست
گر غیر تو ماه باشد ای جان
ای خلق حدیث او مگویید
بر نقش فنا چه عشق بازد
بر غیر خدا حسد نیارد
گر رشک و حسد بری برو بر
چون رفت بر آسمان چارم
بوبکر و عمر به جان گزیدند
شمس تبریز جو روان کن
 
غیر تو کلوخ و سنگ خارا
ما جز تو ندیده​ایم یارا
بر غیر تو نیست رشک ما را
باقی همه شاهدان شما را
آن کس که بدید کبریا را
آن کس که گمان برد خدا را
کین رشک بدست انبیا را
عیسی چه کند کلیسیا را
عثمان و علی مرتضا را
گردان کن سنگ آسیا را
تعداد دفعات مشاهده: 140