متن شعر

در نو بهار باده ننوشد کسی چرا

در نو بهار باده ننوشد کسی چرا
می در پیاله زهد فروشد کسی چرا

مرغان چنین به شوق و بهاران چنین به ذوق
همراه بلبلان نخروشد کسی چرا

سر رشته ی معامله در دست قسمت است
با دشمنان به مهر بجوشد کسی چرا

صد دشمنم به خون به حل و تشنه دوست هم
این بی خمار باده ننوشد کسی چرا

چون دمبدم عنایت توفیق ممکن است
در تنگنای نزع نکوشد کسی چرا

هم دوستی است عرفی و هم رفع دشمنی
عیب غنیم دوست بپوشد کسی چرا

تعداد دفعات مشاهده: 298