متن شعر

کسی کز غمزه​ای صد عقل بندد

کسی کز غمزه​ای صد عقل بندد
اگر تسخر کند بر چرخ و خورشید
دلا می​جوش همچون موج دریا
چو خورشیدی و از خود پاک گشتی
شکرشیرینی گفتن رها کن
 
گر او بر ما نخندد پس که خندد
بود انصاف و انصاف آن پسندد
که گر دریا بیارامد بگندد
ز تو چنگ اجل جز غم نرندد
ولیکن کان قندی چون نقندد
تعداد دفعات مشاهده: 119