متن شعر

بی گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری

بی گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری
منگر آخر سوی روزن سوی روی من نگر
روی زرینم به هر سو شش جهت را لعل کرد
شش جهت گوساله​ای زرین و بانگش بانگ زر
شیرگیرا گاو و گوساله به بانگ زر سپار
دشمن اسلام زلف کافرت ما را بگفت
گفتمش این لاف​ها از شمس تبریزیستت
 
آتشی اندرزنی از سوی مه در مشتری
تا ز روی من به روزن​های غیبی بنگری
تا ز لعل تو بیاموزید رویم زرگری
گاوکان بر بانگ زر مستان سحر سامری
چونک شیر و شیرگیر جام صرف احمری
دور شو گر مومنی و پیشم آ گر کافری
گفت آری و برون آورد مهر دلبری
تعداد دفعات مشاهده: 232