متن شعر

ماه دیدم شد مرا سودای چرخ

ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
تو ز چرخی با تو می​گویم ز چرخ
زهره را دیدم همی​زد چنگ دوش
جان من با اختران آسمان
در فراق آفتاب جان ببین
سر فروکن یک دمی از بام چرخ
سنگ از خورشید شد یاقوت و لعل
ماه خود بر آسمان دیگرست
 
آن مهی نی کو بود بالای چرخ
ور نه این خورشید را چه جای چرخ
ای همه چون دوش ما شب​های چرخ
رقص رقصان گشته در پهنای چرخ
از شفق پرخون شده سیمای چرخ
تا زنم من چرخ​ها در پای چرخ
چشم از خورشید شد بینای چرخ
عکس آن ماهست در دریای چرخ
تعداد دفعات مشاهده: 99