متن شعر

اگر عشقت به جای جان ندارم

اگر عشقت به جای جان ندارم
چو گفتی ننگ می داری ز عشقم
تو می گفتی مکن در من نگاهی
من سرگشته چون فرمان نبردم
چو هر کس لطف می یابند از تو
 
به زلف کافرت ایمان ندارم
غم عشق تو را پنهان ندارم
که من خون​ها کنم تاوان ندارم
از آن بر نیک و بد فرمان ندارم
من بیچاره آخر جان ندارم
تعداد دفعات مشاهده: 177