متن شعر

هر چه آن خسرو کند شیرین کند

هر چه آن خسرو کند شیرین کند
هر کجا خطبه بخواند بر دو ضد
با دم او می​رود عین الحیات
مرغ جان​ها با قفص​ها برپرند
عالمی بخشد به هر بنده جدا
گر به قعر چاه نام او بری
من بر آنم که شکرریزی کنم
کافری گر لاف عشق او زند
خار عالم در ره عاشق نهاد
تو نمی​دانی که هر که مرغ اوست
بس کنم زین پس نهان گویم دعا
 
چون درخت تین که جمله تین کند
همچو شیر و شهدشان کابین کند
مرده جان یابد چو او تلقین کند
چونک بنده پروری آیین کند
کیست کو اندر دو عالم این کند
قعر چه را صدر علیین کند
از شکر گر قسم من تعیین کند
کفر او را جمله نور دین کند
تا که جمله خار را نسرین کند
از سعادت بیضه​ها زرین کند
کی نهان ماند چو شه آمین کند
تعداد دفعات مشاهده: 48