متن شعر

عالم ز لباس شادیم عریان دید

عالم ز لباس شادیم عریان دید
با دیدهٔ گریان و دل بریان دید

هر شام، که بگذشت مرا غمگین یافت
هر صبح، که خندید مرا گریان دید

تعداد دفعات مشاهده: 111