متن شعر

52 - گفت صوفی که چه بودی کین جهان

گفت صوفی که چه بودی کین جهان
ابروی رحمت گشادی جاودان

هر دمی شوری نیاوردی به پیش
بر نیاوردی ز تلوینهاش نیش

شب ندزدیدی چراغ روز را
دی نبردی باغ عیش آموز را

جام صحت را نبودی سنگ تب
آمنی با خوف ناوردی کرب

خود چه کم گشتی ز جود و رحمتش
گر نبودی خرخشه در نعمتش

تعداد دفعات مشاهده: 57