متن شعر

چند گریزی ز ما چند روی جا به جا

چند گریزی ز ما چند روی جا به جا
چند بکردی طواف گرد جهان از گزاف
روز دو سه​ای زحیر گرد جهان گشته گیر
مرده دل و مرده جو چون پسر مرده شو
زنده ندیدی که تا مرده نماید تو را
دامن تو پرسفال پیش تو آن زر و مال
گویی که زر کهن من چه کنم بخش کن
جغد نه​ای بلبلی از چه در این منزلی
 
جان تو در دست ماست همچو گلوی عصا
زین رمه پر ز لاف هیچ تو دیدی وفا
همچو سگان مرده گیر گرسنه و بی​نوا
از کفن مرده ایست در تن تو آن قبا
چند کشی در کنار صورت گرمابه را
باورم آنگه کنی که اجل آرد فنا
من به سما می​روم نیست زر آن جا روا
باغ و چمن را چه شد سبزه و سرو و صبا
تعداد دفعات مشاهده: 107