متن شعر

شبی که دررسد از عشق پیک بیداری

شبی که دررسد از عشق پیک بیداری
ستاره سجده کند ماه و زهره حال آرد
زهی شبی که چنان نجم در طلوع آید
ز ابتدای جهان تا به انتهای جهان
تو خواه برجه و خواهی فروجه این نبود
طمع مدار که امشب بر تو آید خواب
 
بگیرد از سر عشاق خواب بیزاری
رها کن خرد و عقل سیر و رهواری
به روز روشن بدهد صفات ستاری
کسی ندید چنین بی​هشی و هشیاری
کی زهره دارد با آفتاب سیاری
که برنشست به سیران خدیو بیداری
تعداد دفعات مشاهده: 80