متن شعر

ای از جمال حسن تو عالم نشانه​ای

ای از جمال حسن تو عالم نشانه​ای
نقاش را اگر ز جمال تو قبله نیست
ای صد هزار شمع نشسته بدین امید
ای حلقه​های زلف خوشت طوق حلق ما
گویی میان مجلس آن شاه کی رسم
این داد کیست مفخر تبریز شمس دین
 
مقصود حسن توست و دگرها بهانه​ای
مقصود او چه بود ز نقشی و خانه​ای
گرد تنور عشق تو بهر زبانه​ای
سازید مرغ روح در آن حلقه لانه​ای
نی آن کرانه دارد و نی این میانه​ای
زان دولتی که داد درختی ز دانه​ای
تعداد دفعات مشاهده: 94