متن شعر

هم به درد این درد را درمان کنم

هم به درد این درد را درمان کنم
یا برآرم پای جان زین آب و گل
داغ پروانه ستم از شمع الست
عشق مهمان شد بر این سوخته
نفس اگر چون گربه گوید که میاو
از ملولی هر کی گرداند سری
آن ملولی دنبل بی​عشقی است
عاشقی چه بود کمال تشنگی
من نگویم شرح او خامش کنم
 
هم به صبر این کار را آسان کنم
یا دل و جان وقف دلداران کنم
خدمت شمع همان سلطان کنم
یک دلی دارم پیش قربان کنم
گربه وارش من در این انبان کنم
درکشم در چرخش و گردان کنم
جان او را عاشق ایشان کنم
پس بیان چشمه حیوان کنم
آنچ اندر شرح ناید آن کنم
تعداد دفعات مشاهده: 52