متن شعر

جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست

جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
روی بستان را نبیند راه بستان گم کند
ای بجسته کام دل اندر جهان آب و گل
ز آسمان دل برآ ماها و شب را روز کن
بی خبر بادا دل من از مکان و کان او
 
هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست
هر که او گردان و نالان شیوه دولاب نیست
می​دوانی سوی آن جو کاندر آن جو آب نیست
تا نگوید شب روی کامشب شب مهتاب نیست
گر دلم لرزان ز عشقش چون دل سیماب نیست
تعداد دفعات مشاهده: 39