متن شعر

چو آن شیرین سخن این نامه بر خواند

چو آن شیرین سخن این نامه بر خواند
در آن بیچارگی کردن فرو ماند

به ننگ و نام خود لختی نظر کرد
سخن‌هایی، که بود، از دل بدر کرد

غرور حسن بود اندر سر او
نمی‌شد رام طبع کافر او

تعداد دفعات مشاهده: 339