متن شعر

یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی

یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
زهی بازار زرکوبان زهی اسرار یعقوبان
ز عشق او دو صد لیلی چو مجنون بند می​درد
شده زرکوب و حق مانده تنش چون زرورق مانده
بیا بنواز عاشق را که تو جانی حقایق را
 
زهی صورت زهی معنی زهی خوبی زهی خوبی
که جان یوسف از عشقش برآرد شور یعقوبی
کز این آتش زبون آید صبوری​های ایوبی
جواهر بر طبق مانده چو زرکوبی کروبی
بزن گردن منافق را اگر از وی بیاشوبی
تعداد دفعات مشاهده: 125