متن شعر

بیامدیم دگربار چون نسیم بهار

بیامدیم دگربار چون نسیم بهار
چو آفتاب تموزیم رغم فصل عجوز
هزار فاخته جویان ما که کو کوکو
به ماهیان خبر ما رسید در دریا
به ذات پاک خدایی که گوش و هوش دهد
به مصطفی و به هر چار یار فاضل او
بیامدیم ز مصر و دو صد قطار شکر
نبات مصر چه حاجت که شمس تبریزی
 
برآمدیم چو خورشید با صد استظهار
فکنده غلغل و شادی میانه گلزار
هزار بلبل و طوطی به سوی ما طیار
هزار موج برآورد جوش دریابار
که در جهان نگذاریم یک خرد هشیار
که پنج نوبت ما می​زنند در اسرار
تو هیچ کار مکن جز که نیشکر مفشار
دو صد نبات بریزد ز لفظ شکربار
تعداد دفعات مشاهده: 59