متن شعر

ای چنگ پرده​های سپاهانم آرزوست

ای چنگ پرده​های سپاهانم آرزوست
در پرده حجاز بگو خوش ترانه​ای
از پرده عراق به عشاق تحفه بر
آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت
در خواب کرده​ای ز رهاوی مرا کنون
این علم موسقی بر من چون شهادتست
ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کن
ای باد خوش که از چمن عشق می​رسی
در نور یار صورت خوبان همی​نمود
 
وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست
من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست
چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست
کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست
بیدار کن به زنگله​ام کانم آرزوست
چون مومنم شهادت و ایمانم آرزوست
ای عشق نکته​های پریشانم آرزوست
بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست
دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست
تعداد دفعات مشاهده: 204