متن شعر

کس با چو تو یار راز گوید

کس با چو تو یار راز گوید
عاقل کردست با تو کوتاه
از عشق تو در سجود افتد
از ناز همه دروغ گویی
من همچو ایازم و تو محمود
پیش تو کسی حدیث من گفت
چون زر سخنان من شنیدی
 
یا قصه خویش بازگوید
لیکن عاشق دراز گوید
سودای تو در نماز گوید
آنچ این دلم از نیاز گوید
بشنو سخنی کایاز گوید
گفتی تو که او مجاز گوید
گفتی به طریق گاز گوید
تعداد دفعات مشاهده: 46