متن شعر

فضول گشته​ام امروز جنگ می جویم

فضول گشته​ام امروز جنگ می جویم
تنا بسوز چو هیزم که از تو سیر شدم
لگن نهاد خیالش به چشمه چشمم
بگفتمش که به خونابه جامه چون شویی
به سوی تو همه خون است و سوی من همه آب
 
منوش نکته مستان که یاوه می گویم
دلا برو تو ز پیشم تو را نمی​جویم
بهانه کرد کز این آب جامه می شویم
بگفت خون همه زان سوست و من از این سویم
نه قبطیم که در این نیل موسوی خویم
تعداد دفعات مشاهده: 84