متن شعر

57 - آن یکی پرسید از مفتی به راز

آن یکی پرسید از مفتی به راز
گر کسی گرید به نوحه در نماز

آن نماز او عجب باطل شود
یا نمازش جایز و کامل بود

گفت آب دیده نامش بهر چیست
بنگری تا که چه دید او و گریست

آب دیده تا چه دید او از نهان
تا بدان شد او ز چشمهٔ خود روان

آن جهان گر دیده است آن پر نیاز
رونقی یابد ز نوحه آن نماز

ور ز رنج تن بد آن گریه و ز سوک
ریسمان بسکست و هم بشکست دوک

تعداد دفعات مشاهده: 50