متن شعر

پسر گفتش گر این شهوت نباشد


پسر گفتش گر این شهوت نباشد
میان شوی و زن خلوة نباشد


نباشد خلق عالم را دوامی
نماند در همه گیتی نظامی


اگر این حکمت و ترکیب نبود
بساط ملک را ترتیب نبود


یکی باید هزار و یک تن آراست
که تا یک لقمه بنهی در دهان راست


بحکمت کارفرمایان این راه
ز ماهی کار می‌رانند تا ماه


زمین از کف فلک تابد ز دودی
که گر چیزی نبایستی نبودی


اگر شهوة نبودی در میانه
نه تو بودی و نه من در زمانه


تو شهوة می براندازی ز مردان
دلم را سر این معلوم گردان

تعداد دفعات مشاهده: 103