متن شعر

آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟


آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟
آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟


سیمین و تابناک بود روی مه ولی
سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا؟


دارد لبی که مستی جاوید می‌دهد
مینای می کجا و لب نوش او کجا؟


خفتم بیاد یار در آغوش گل ولی
آغوش گل کجا و بر و دوش او کجا؟


بی سوز عشق ساز سخن چون کند رهی؟
بانگ طرب کجا لب خاموش او کجا؟

تعداد دفعات مشاهده: 832