متن شعر

در عشق آتشینش آتش نخورده آتش

در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
دل از تو شرحه شرحه بنشین کباب می​خور
گوشی کشد مرا می گوشی دگر کشد وی
هفت اخترند عامل در شش جهت ولیکن
گاهی چو آفتابم سرمایه بخش صد مه
گر منکری گریزد از عشق نیست نادر
صدغ الوفاء حقاء من فقدکم مشوش
القلب لیس یلقی نادیک کیف یصبر
 
بی​چهره خوش او در خوش هزار ناخوش
خون چون میست جوشان بنشین شراب می​چش
ای دل در این کشاکش بنشین و باده می​کش
ای عشق بردریدی این هفت را از آن شش
گه چون مهم گذاران در عشق یار مه وش
کز آفتاب دارد پرهیز چشم اعمش
وجه الولاء حقاء من عبرتی منقش
الاذن لیس یلقن حادیک کیف ینعش
تعداد دفعات مشاهده: 92