متن شعر

روی تو جان جانست از جان نهان مدارش

روی تو جان جانست از جان نهان مدارش
ای قطب آسمان​ها در آسمان جان​ها
همچون انار خندان عالم نمود دندان
نگذارد آفتابش یک ذره اختیارم
از خاک چون غباری برداشت باد عشقم
در خاک تیره دانه زان رو به جنبش آمد
هم بدر و هم هلالش هم حور و هم جمالش
جامش نعوذبالله دامش نعوذبالله
من همچو گلبنانم او همچو باغبانم
چون برگ من ز بالا رقصان به پستی آیم
حیله گریست کارش مهره بریست کارش
می​خارد این گلویم گویم عجب نگویم
 
آنچ از جهان فزونست اندر جهان درآرش
جان گرد توست گردان می​دار بی​قرارش
در خویش می​نگنجد از خویشتن برآرش
تا اختیار دارم کی باشم اختیارش
آن جا که باد جنبد آن جا بود غبارش
کز عشق خاکیان را بر می​کشد بهارش
هم باغ و هم نهالش چون من در انتظارش
نامش نعوذبالله والله که نیست یارش
از وی شکفت جانم بر وی بود نثارش
لرزان که تا نیفتم الا که در کنارش
پرده دریست کارش نی سرسریست کارش
بگذار تا بخارد بی​محرمی مخارش
تعداد دفعات مشاهده: 100