متن شعر

ساقی برخیز کان مه آمد

ساقی برخیز کان مه آمد
ترکانه بتاز وقت تنگست
در وهم نبود این سعادت
عاشق چو پیاله پر ز خون بود
با چون تو مه آنک وقت دریافت
از خرمن عشق هر کی بگریخت
بی گه شد و هر کی اوست مقبل
اندر تبریزهای و هوییست
 
بشتاب که سخت بی​گه آمد
کان ترک ختا به خرگه آمد
اقبال نگر که ناگه آمد
چون ساغر می به قهقه آمد
تعجیل نکرد ابله آمد
کاهست به خرمن که آمد
بگریخت ز خود به درگه آمد
آن را که ز هجر با ره آمد
تعداد دفعات مشاهده: 62