متن شعر

ای همه منزل شده از تو ره بی​رهه

ای همه منزل شده از تو ره بی​رهه
از سر پستان عشق چونک دمی شیر یافت
روی ببینید روی بهر خدا عاشقان
والله کو یوسف است بشنو از من از آنک
چونک نماید جمال گوش سوی غیب دار
عاشق باشد کمان خاص بتی همچو تیر
آنک ز تبریز دید یک نظر شمس دین
 
بی​قدمی رقص بین بی​دهنی قهقهه
قامت سروی گرفت کودکک یک مهه
گر چه زنخ زد بسی کوردلی ابلهه
بودم با یوسفی هم نمک و هم چهه
عرش پر از نعره​هاست فرش پر از وه وهه
هیچ نپرد کمان گر بشود ده زهه
طعنه زند بر چله سخره کند بر دهه
تعداد دفعات مشاهده: 83