متن شعر

عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا

عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا
جبرئیلت خواب بیند یا مسیحا یا کلیم
طور موسی بارها خون گشت در سودای عشق
پر در پر بافته رشک احد گرد رخش
غیرت و رشک خدا آتش زند اندر دو کون
از ورای صد هزاران پرده حسنش تافته
سجده تبریز را خم درشده سرو سهی
 
لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما
چرخ شاید جای تو یا سدره​ها یا منتها
کز خداوند شمس دین افتد به طور اندر صدا
جان احمد نعره زن از شوق او واشوقنا
گر سر مویی ز حسنش بی​حجاب آید به ما
نعره​ها در جان فتاده مرحبا شه مرحبا
غاشیه تبریز را برداشته جان سها
تعداد دفعات مشاهده: 131