متن شعر

ای آسمان که بر سر ما چرخ می​زنی

ای آسمان که بر سر ما چرخ می​زنی
والله که عاشقی و بگویم نشان عشق
از بحر تر نگردی و ز خاک فارغی
ای چرخ آسیا ز چه آب است گردشت
از گردشی کنار زمین چون ارم کنی
شمعی است آفتاب و تو پروانه​ای به فعل
پوشیده​ای چو حاج تو احرام نیلگون
حق گفت ایمن است هر آن کو به حج رسید
جمله بهانه​هاست که عشق است هر چه هست
زین بیش می​نگویم و امکان گفت نیست
 
در عشق آفتاب تو همخرقه منی
بیرون و اندرون همه سرسبز و روشنی
از آتشش نسوزی و ز باد ایمنی
آخر یکی بگو که چه دولاب آهنی
وز گردشی دگر چه درختان که برکنی
پروانه وار گرد چنین شمع می​تنی
چون حاج گرد کعبه طوافی همی​کنی
ای چرخ حق گزار ز آفات ایمنی
خانه خداست عشق و تو در خانه ساکنی
والله چه نکته​هاست در این سینه گفتنی
تعداد دفعات مشاهده: 112