متن شعر

نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند

نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند
نگفتمت که بدان سوی دام در دامست
نگفتمت به خرابات طرفه مستانند
چو تو سلیم دلی را چو لقمه بربایند
بسی مثال خمیرت دراز و گرد کنند
تو مرد دل تنکی پیش آن جگرخواران
تو اعتماد مکن بر کمال و دانش خویش
هزار مرغ عجب از گل تو برسازند
برون کشندت از این تن چنان که پنبه ز پوست
چو در کشاکش احکام راضیت یابند
خموش باش که این کودنان پست سخن
 
که سخت دست درازند بسته پات کنند
چو درفتادی در دام کی رهات کنند
که عقل را هدف تیر ترهات کنند
به هر پیاده شهی را به طرح مات کنند
کهت کنند و دو صد بار کهربات کنند
اگر روی چو جگربند شوربات کنند
که کوه قاف شوی زود در هوات کنند
چو ز آب و گل گذری تا دگر چه​هات کنند
مثال شخص خیالیت بی​جهات کنند
ز رنج​ها برهانند و مرتضات کنند
حشیشی​اند و همین لحظه ژاژخات کنند
تعداد دفعات مشاهده: 52