متن شعر

چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا


چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا
شبی به گلخن خود می برد خلیل مرا


ز باغ وصل ثمر خواهم آن قدر که دهند
کجا نظر به کثیر است و یا قلیل مرا


رو ای مگس به مگس ران مساز محتاجم
که منفعل نکند بال جبرییل مرا


علاج تشتگی ام خون دل کند ور نه
ز روی لب گذرد بند سلسبیل مرا


چه گونه باورم آید ز اهل حسن وفا
نکرده حسن تو ملزم به صد دلیل مرا


فغان ز جلوه ی جنت که با سخاوت عشق
به بر فشاندن جان می کند بخیل مرا


دلم ز جور خسیسان الم کشد ور نه
نمی گزد ستم مردم اصیل مرا


کجاست عرفی مجنون که تازیانه ی او
ز کوی عقل بدارد هزار میل مرا

تعداد دفعات مشاهده: 333