متن شعر

دیدی که چه کرد آن پری رو

دیدی که چه کرد آن پری رو
گشتند بتان همه نگونسار
شد کفر چو شمع​های ایمان
شد جمله جهان بهشت خندان
دارد دو هزار سحر مطلق
افروخت بهار چون گل سرخ
کافور نثار کرد خورشید
شد شیشه زرد همچو لاله
فربه شد عشق و زفت و لمتر
بر باده لعل زد رخ من
بس کن هله فتنه را مشوران
 
آن ماه لقای مشتری رو
در حسن خلیل آزری رو
کآورد به سوی کافری رو
زان سرو روان عبهری رو
وای ار آرد به ساحری رو
بر رغم دل مزعفری رو
بر چهره شام عنبری رو
زان باده لعل احمری رو
بنهاد خرد به لاغری رو
تا چند نهد به زرگری رو
یا برگردان ز شاعری رو
تعداد دفعات مشاهده: 98